تبليغاتX
هر چه می خواهد دل تنگت بگو - غرق معما






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


هر چه می خواهد دل تنگت بگو

عاشقانه ها- عکس- دلنوشته ها- ادبی

 

غرق معما

کسی دوباره غزل خوان چشم دریا شد

درون حادثه ای خیس ، ماه زیبا شد

چه سرنوشت عجیبی میان دستانش

خدا رقم زده تا این که ماه زیبا شد

و مشک، تشنه یک جرعه آب شط بود و .....

فرات تا به ابد غرق این معما شد

غروب، یخ زده اینجا، خدا دلش ابری است

ولی چه فایده؟ وقتی سکوت معنا شد...

که روز سوگ اباالفضل مادرم می گفت:

دوباره مثل خدا کربلا تنها شد.

التماس دعا

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت1:17توسط پاپیون | |